تبلیغات
وبسایت هواداران فرزاد فرزین | Farzad Farzin Fan Site - مصاحبه ی فرزاد فرزین با روزنامه ی مردم سالاری
وبسایت هواداران فرزاد فرزین | Farzad Farzin Fan Site
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره سایت


...
از سال 84 هوادار فرزاد عزیزم هستم و سال 89 تصمیم گرفتم که وبلاگی در رابطه با کارها و خبرها و کنسرهاش بسازم و تا الان ادامه دادم،امیدوارم تونسته باشم رضایت هوادارای عزیز رو بدست آورده باشم ...

مدیرسایت : nahid
نویسنده
نظرسنجی
کدوم یک از ترک های آلبوم شخصی رو بیشتر می پسندین؟!











:: در نقطه شروع هستیم::



جدا از بحث هنری و فنی که در متن گفت‌و‌گو به آن پرداخته‌ایم باید بگویم که فرزاد فرزین را از آن دست خواننده‌های انرژی‌ساز قلمداد می‌کنم که همواره انرژی خوبی را به جامعه و طرفدارانش القا کرده. امروز این وجه شخصیتی در کنار المان‌های مارکت و زرق و برق تبلیغات، موقعیتی را برای هنرمندان، خصوصا هنرمندان موسیقی پاپ به وجود می‌آورد تا برخی از جلوه‌های شخصیتی خودشان را در جامعه اثر‌بخش کنند. البته این موضوع برخی را هم دچار آسیب کرده است. فرزاد فرزین با عملکرد هوشمندانه خود در این عرصه، توانسته بخشی از راه پر پیچ و خم ترقی را به درستی هموار کند.

ابتدا کمی به بیوگرافی بپردازیم. اینکه ظهور پدیده‌ای به نام فرزاد فرزین در موسیقی پاپ کشور از کجا شروع شد؟

سال 77 به همراه گروه کروز کارم را شروع کردم که متاسفانه از آن گروه جدا شدم و به تنهایی به فعالیت پرداختم. در آن زمان شرایط وزارت ارشاد مثل حالا نبود و کسانی که دفعه اول می‌خواستند مجوز بگیرند، باید از مراحلی مثل تست صدا و غیره می‌گذشتند که قدری پروسه را زمان گیر می‌کرد تا اینکه در سال 83 آلبوم شراره منتشر شد. در واقع از آنجا شروع شد و این فعالیت با آلبوم‌های بعدی ادامه پیدا کرد تا اینکه به آلبوم شخصی رسید.

به آلبوم شخصی می‌پردازیم. آیا ارائه سبک‌های موسیقایی مختلف در آلبوم شخصی به تنظیم افراد مختلف بر می‌گردد یا اینکه خود شما علاقه به تجربه سبک‌های مختلف دارید؟

قطعا به تنظیم‌ها مربوط می‌شود. اما اینکه بگوییم سبک‌های مختلف برای ما تعبیر درستی نیست. چراکه موسیقی پاپ یک سبک مخصوص نیست و در واقع نوعی از موسیقی است که مردم پسند است. اینگونه نیست که مثلا اگر ترکیبی از موسیقی راک در آن وجود داشته باشد، دیگر پاپ محسوب نمی‌شود. موسیقی پاپ، موسیقی‌ای است که مردم آن را می‌پسندند. در نتیجه انواع سبک‌هایی که در موسیقی پاپ استفاده می‌شود بازتابی است که از جامعه موسیقی به گوش می‌رسد. در آلبوم شخصی سبک‌هایی که خیلی از هم متفاوت هستند را کار نکردیم اما این آلبوم فرمت مخصوصی دارد که آن هم با استفاده از سبک‌های کلاسیک با تلفیق ساز‌های زنده شکل می‌گیرد. هم آهنگ شاد و ریتمیک دارد و هم از کارهای الکترو و دیسکو در آن استفاده شده. حتی یک کار راک‌هاوس در آلبوم شخصی وجود دارد که دارای فضای راک است اما با موسیقی الکترو تلفیق شده است. اکثر فضای آلبوم شخصی همراه با نوازنده است و تعداد کمی از ترک‌ها سبک کاملا الکترو دارد.

در این آلبوم تا چه حدی سعی داشته‌اید که خطوط اشتراک با آلبوم‌های گذشته را حفظ کنید؟

ما سعی کردیم که ضعف‌های آلبوم‌های گذشته را جبران کنیم و آلبوم کاملی ارائه دهیم. ولی نمی‌شود ایرادات را بطور تمام و کمال برطرف کرد. همیشه ایراداتی وجود دارد. شاید یک سال بعد که به آلبوم نگاه کنیم بگوییم که ای کاش فلان کار را هم انجام داده بودیم. ولی در این آلبوم نسبت به آلبوم‌های قبلی در اکثر قطعات فضاهای موسیقایی تری داریم و سعی کرده ایم از سبک کاملا بازاری فاصله بگیریم تا بتوانیم سبک دلخواهی را که فکر می‌کنیم موسیقی خوبی هم هست عرضه کنیم.

شما گفته بودید که در آلبوم شخصی قصد داشته‌اید که سن آلبوم را بالا ببرید. می‌خواستم تعریفی از سن آلبوم داشته باشید و بگویید که بالا بردن سن آلبوم چه المان‌هایی دارد؟

بالا بردن سن آلبوم یعنی بالا بردن سن مخاطب آلبوم. آقای چراغعلی گفته بودند که آهنگ‌های ما برای سنین بین 13 تا 18 سال است که قطعا غلط است. آن کسی که بهتر از همه می‌تواند تشخیص دهد که سن مخاطب آلبوم چه سنی است، اول از همه خود من هستم. چراکه بازخوردش را از طریق ارتباط با مخاطب در جامعه یا فضای مجازی مشاهده می‌کنم. با توجه به سطح وسیع مخاطب می‌توانیم تشخیص دهیم که چه سنینی شنونده کار من هستند. احساس کردیم که شاید از سنینی به بعد کار ما چندان مخاطب ندارد. ترجیح دادیم که سنین مختلف جامعه، حتی میانسال‌ها را در این آلبوم مخاطب قرار دهیم .

در این آلبوم آهنگی دارید به نام صلح جهانی. البته از این دست موضوعات را در کارهای قبلی شما سراغ داریم. چه اتفاقی می‌افتد و چه احساس مسوولیتی برای فرزاد فرزین پیش می‌آید که در ارائه هنری‌اش نسبت به این موضوعات صحبت می‌کند و منفعل نیست؟

چیزی که من در آلبوم می‌خوانم تصویری از عقاید من است. برخی کارها فضای بازاری دارند و در بسیاری از آلبوم‌ها کارهای 6-8 تنها به دلیل 6-8 بودن ساخته می‌شود و شکل و شمایل آن فضا کاملا مشخص است. من موافق نیستم که شعر آهنگ‌های 6-8 کارهای سنگینی باشد که مخاطب درگیر شعر آن شود. البته ریتم 6-8 وقتی که آرام می‌شود در واقع در 12-8 می‌شود کارهای فاخری تولید شود. قطعه ماه عسل هم در 12-8 است. اما اینکه چرا کار اجتماعی کار می‌کنم این است که فکر می‌کنم برخی کارها لازمه انسانیت هستند و کارهایی هست که می‌شود در شرایطی که امکانات و پتانسیل آن فراهم باشد و شرایط فکری و روحی مساعد باشد آن را انجام داد. به عقیده من ما برای اینکه خودمان را کامل کنیم باید از این دست کارها انجام دهیم.

یعنی این جلوه شخصی خودتان است که بروز می‌کند؟

ما از آرمان شهری صحبت می‌کنیم که وجود ندارد. یعنی آنطور که من می‌گویم نیست اما می‌خواهم که باشد. این ترانه را حامد رجبی و مسعود محمدی با دیدگاه خودشان سروده‌اند که من آن را بسیار دوست دارم.

همانطور که آگاهی دارید در این سال‌ها زبان ترانه بسیار ساده شده است. اصولا شما این اتفاق را چگونه ارزیابی می‌کنید و چقدر این موضوع را از طرف جامعه تحمیل شده می‌دانید و تا چه حدی هنرمندان به این سمت رفته‌اند؟

همه عوامل دست به دست هم می‌دهد و تاثیر‌گذار است. خوب است که صاحب اثر به زبانی صحبت کند که فرد عادی جامعه به راحتی آن را می‌فهمد. ما تنها برای قشر فرهنگی جامعه کار نمی‌کنیم. ما اگر بخواهیم سطح کیفیت شنیداری مردم را بالا ببریم باید از بستر اجتماعی که مردم عادی در آن هستند شروع کنیم. من شخصا دوست دارم که ترانه را متوجه شوم. ممکن است افرادی که سطح سواد بالایی دارند بیشتر واژه‌هایی را بپسندند که ادبی است تا محاوره. اما ترانه با آن واژه‌ها فاخر نمی‌شود. ترانه با عمق و مضمونی که دارد فاخر می‌شود. اینکه می‌گویم محاوره، منظورم این نیست که از هر کلمه ای در ترانه استفاده شود. من گاهی وقت‌ها واژه‌هایی می‌شنوم که تنها باید در کارهای خنده دار از آن‌ها استفاده شود. ولی محاوره تا حدی که ما در کارهای جدی از آن بهره می‌بریم، به نظر من برای جامعه لازم است. برای اینکه سطح فرهنگی جامعه بالاتر رود نیاز به این بستر هست که مخاطبان به خواننده نزدیک شوند و حرف او را بپذیرند تا ما بتوانیم پس از آن سطح کلام را بالاتر ببریم و واژه‌های ادبی ارائه کنیم. البته این موضوع به این هم بستگی دارد که تا چه حد معتقد هستیم که امروز باید کار ادبی ارائه شود. من فکر می‌کنم که هر چیزی جایگاه خودش را دارد و عمق و مفهوم ترانه مهم است و لزوما نباید ادبی باشد. چراکه با غزل و رباعی و بسیاری از ساختارهای شعری متفاوت است.

در ادامه باید بگویم که نوسازی و نوآوری در بیان احساسات و ورود واژگان جدید، شمایل ترانه را تغییر داده اما رویکرد آن عوض نشده و اغلب موضوعات همچنان عاشقانه است. مثل آهنگ هدفون در آلبوم شخصی. به نظر شما آیا این عامل دستاوردی برای موسیقی پاپ محسوب می‌شود؟

آهنگ هدفون ممکن است یک آهنگ عاشقانه باشد اما به عقیده من بیشتر اجتماعی است. به این دلیل که آنچه که در جامعه اتفاق می‌افتد بیشتر یک فضای اجتماعی محسوب می‌شود. به هر روی این فضای اجتماعی ریشه عاشقانه دارد. هدفون یک ترانه تصویری است که در کشور ما به دلیل کمبود تولید کلیپ و نماهنگ سعی کرده‌ایم تصویر را به عمق ترانه ببریم. به نظر من در آهنگ هدفون یک اتفاق اجتماعی رقم می‌خورد چراکه یک حال خوب را در یک روز خوب نشان می‌دهد. این حال خوب در کشور ما زیاد نیست. ما باید با آهنگی مثل هدفون این فضا را به مخاطب بدهیم که آن حس را برایش به وجود بیاوریم. در نتیجه از نظر روانشناسی، این آهنگ یک کار اجتماعی با ریشه‌های عاشقانه محسوب می‌شود که در هر فردی وجود دارد. ما در مورد تمام ترانه‌ها حتی آن ترانه ای که برای ما هدف، گوش بازاری بوده سعی کرده‌ایم درست فکر کنیم و تلاش کرده‌ایم که کار را به درستی به مخاطب ارائه دهیم. ما از لحظه اول می‌دانستیم که چه نوع موسیقی‌ای عرضه کنیم که مخاطب با سن بالاتر، بتواند تعدادی از ترانه‌ها را به راحتی بشنود. در مجموع، در آلبوم شخصی فضای عاشقانه وجه غالب را دارد. آن هم به این دلیل که حس و حال آهنگساز که خود من هستم اینگونه است و کلام ترانه سرایانی مثل حامد رجبی و مسعود محمدی که به فضای ذهنی من نزدیک می‌شوند را می‌پسندم. البته تیم ترانه سرایی ما در این آلبوم بسیار قوی کار کرده. کارهای حامد و مسعود این خصیصه مهم را دارد که سبک‌شان شبیه به کسی نیست و قلم آن‌ها با دیگران متفاوت است.

شما به عنوان یک هنرمند شناخته شده در جامعه قطعا جایگاه خودتان را می‌شناسید. مردم را می‌بینید و می‌دانید که چقدر طرفدار دارید. به نظر شما چقدر می‌شود بین سلیقه مردم و هنر هنرمند تعادل و تعامل ایجاد کرد؟

داشتن تمام ابزارها لازم است تا به نتیجه ای بالای هفتاد درصد برسیم. ما خیلی از این ابزارها را در اختیار نداریم. اولین ابزار، تبلیغات درست و شنیده شدن موسیقی است. دومین مسئله، راه‌های بودن خواننده در کنار هوادارانش است تا مردم شخصیت او را بیشتر بشناسند و او را از لحاظ شخصی قبول کنند. من فکر می‌کنم از سمت ما و دوستانمان، سی تا چهل درصد کار اتفاق افتاده. طرفدارهایی که ما جذب کرده‌ایم همچنان باقی می‌مانند. اما برای جذب کردن طرفدارهای بیشتر باید موضوعات ارزشی و اجتماعی و عاشقانه قوی تری ارائه دهیم که این مسئله به ساختار ترانه و موسیقی و قدرت خواننده بر می‌گردد. ما سعی مان را بر این می‌گذاریم که سلیقه مخاطب را به تدریج تغییر دهیم که در ایران کار راحتی نیست.

فرزاد فرزین چقدر اهل خطر کردن است؟ این موضوع تا حدی ثابت شده است همانطور که در آلبوم شخصی در فضاهای مختلف کار کرده اید. چقدر اهل این هستید به دنبال فضاهایی بروید که در ایران کار نشده و چقدر این پتانسیل وجود دارد؟

آلبوم شخصی استارتی برای این کار است. ما ابتدا باید بدانیم که نظر مخاطب به نظر ما نزدیک است یا خیر. پس از آن سعی می‌کنیم تغییراتی را که می‌پسندیم انجام دهیم. ممکن است آلبوم بعدی من به لحاظ سبک خیلی با آلبوم شخصی متفاوت نباشد. اینگونه نیست که یکباره همه چیز تغییر کند. به این دلیل که ما این فضا را دوست داریم اما می‌دانیم ضعف‌هایی در آن وجود دارد. به لحاظ سبک و سیاقی که داریم باید فضای موسیقایی قوی تری داشته باشیم. ولی با سلیقه مخاطب این دایره کمی تنگ‌تر می‌شود. ما ابتدا باید فضای کلی را به مخاطب نشان دهیم و سپس جزء به جزء تغییرات را انجام دهیم و بگوییم که سبک موسیقی ما قابلیت این را دارد که به وسیله سبک‌های مختلف نیز اجرا شود. در ضمن شنیدنش هم لذت بخش است. لزوما همیشه نباید موسیقی بزن بکوب ارائه شود. می‌شود موسیقی‌ای کار کرد که آنقدر فضای ساز‌بندی و ارکسترال خوبی داشته باشد که شنونده را تحت تاثیر فضای سه بعدی آن موسیقی قرار دهد.

عادت اجتماعی بدی که در ایران وجود دارد این است که در مورد هر خواننده‌ای که تازه به عرصه می‌آید می‌گوییم که مثل فلان خواننده می‌خواند. به هر حال خواندن شما حتی اگر شبیه هر خواننده‌ای بود، اما تاکید شما روی کلام منحصر‌بفرد است. شما این تاکید‌ها را که چند دهه تغییر نمی‌کرد عوض کردید. خصوصا در آلبوم شخصی سبک خواندن شما هم بسیار شخصی شده است. در این مورد توضیح دهید که طی چه روندی به این شاخصه رسیدید؟

مسئله‌ای که باید در مورد نخبگانی که پا به عرصه موسیقی پاپ می‌گذارند و مطرح می‌شوند در نظر بگیریم این است که حداقل تا سن شانزده سالگی هیچگونه تدریسی ندارند. در مورد خود من باید بگویم که من خانواده‌ای فرهنگی داشتم و پدرم برایم یک کیبورد فراهم کرد و به کلاس پیانو رفتم. این موضوع در بسیاری از خانواده‌های ایرانی اتفاق نمی‌افتد. به همین دلیل تازه در سن هجده نوزده سالگی مترصد این می‌شویم که بفهمیم موسیقی چیست و دو سه سال بعد آلبومی هم منتشر می‌شود. حتی خیلی‌ها نمی‌روند مثل من موسیقی را علمی یاد بگیرند. این قبیل افراد در یک سبک مشخص باقی می‌مانند به دلیل اینکه چیز دیگری بلد نیستند و صدایشان تربیت نشده و حتی گاهی تحریری که می‌دهند صحیح نیست به این دلیل که خیلی از صداها به لحاظ علمی‌توانایی مغزی ندارند. این اتفاق حتی در مورد برخی خواننده‌های مطرح افتاده. در مورد خود من در بیست و دو سالگی به پیشنهاد دوستانم دو آهنگ از فریدون فروغی خواندم. به فریدون فروغی بسیار احترام می‌گذارم اما واقعیت این است که آهنگ‌های او در سبد شنیداری من نیست. خواننده محبوب من کس دیگری بوده که ابتدا نحوه خواندنم بیشتر شبیه او بود.

اما من در حال یادگیری موسیقی بودم و توانستم از جای جای حنجره‌ام استفاده کنم تا به صدای اصلی خودم دست یابم. صدای من در حال حاضر با کارهای اولیه ام از لحاظ جنس تفاوت چندانی ندارد اما توانسته‌ام از قسمت‌های مختلف حنجره‌ام استفاده کنم و صدایم را تحت کنترل داشته باشم. وقتی که خواننده به این مرحله می‌رسد، به راحتی می‌تواند احساسش را با فن بیان درست به مردم ارائه کند. در نتیجه من بیشتر تلاشم را برای احساس کار می‌گذارم. چراکه از قبل تمرین خواندن کرده‌ام. در ایران مردم همیشه دوستدار موسیقی هستند و تحت هر شرایطی به موسیقی گوش می‌دهند. حالا در شرایط آزادتری هستند و نسبت به هنرهای دیگر، توجه بیشتری به موسیقی دارند. موسیقی همیشه پردرآمدترین هنر دنیاست به این دلیل که مردم علاقه ویژه‌ای به آن دارند. موسیقی را خداوند به وجود آورده و در طبیعت جاری است و هیچ کس نمی‌تواند آن را نفی کند. مردم ایران هم مثل تمام مردم دنیا همیشه مخاطب موسیقی هستند. اما به هرحال باید بدانیم که با اتفاقی که باید بیفتد فاصله زیادی داریم. به دلیل اینکه مثلا هنوز با بخش نماهنگ مشکل داریم که در اکثر کشورهای جهان این مشکل وجود ندارد. ما در موسیقی پیشرفت‌هایی داشته ایم اما هنوز به استانداردهای اولیه هم نرسیده‌ایم. وضعیتی از قبیل اینکه کارها تکراری می‌شوند و موسیقی پاپ راکد می‌شود نشان‌دهنده این است که باید خون تازه‌ای در رگ موسیقی جریان پیدا کند.

من وقتی تیزر تبلیغاتی آلبوم شخصی را دیدم گمان کردم که قرار است یک آلبوم تصویری یا آلبوم نماهنگ هم از شما منتشر شود اما متوجه شدم که تنها یک تیزر ساخته شده است.

قرار است کلیپ هدفون و today ساخته شود. البته شعر today قدری تغییر می‌کند به این دلیل که مصرع شعر آقای مجرد بلند بود و مجبور بودم آن را فشرده بخوانم. اگر این کار مجوز بگیرد تلاش خواهیم کرد که حتما از یک شبکه بین‌المللی پخش شود. تمام دنیا موسیقی‌هایشان را از شبکه‌های مختلف پخش می‌کنند و ما قرار است در آن شبکه‌ها فرهنگ خودمان را تبلیغ کنیم. برادران بوشهری هم برای بالا بردن سطح کیفیت کلیپ در حد بین‌المللی تلاش می‌کنند که توانایی بالایی در ایران دارند و حتی انیمیشن‌های کارهایشان را خودشان می‌سازند.

در مورد ترانه‌های انگلیسی عده‌ای ایراد گرفته بودند که لهجه داشته‌اید. به نظر من در مارکت جهانی گاهی شیرینی لهجه به اثر جذابیت می‌بخشد و باعث پیشرفت کار می‌شود. حال با توجه به این بازخوردها که گاهی بازخوردهای غلطی هستند، چقدر ظرفیت و پتانسیل اجرایی شدن این هدف وجود دارد؟

ما قطعه انگلیسی را برای دلخوشی خودمان در آلبوم نگذاشته‌ایم. ترانه فارسی برای ایرانی‌ها خوشایند است که به اندازه کافی از آن آثار در دست داریم. ما باید موتور اولیه را روشن کنیم که سبکمان با زبان مشترک در دنیا شنیده شود. در اینکه لهجه من یک لهجه آسیایی است بحثی وجود ندارد. یک انگلیسی‌زبان هم وقتی می‌خواهد به فارسی ترجمه کند لهجه‌اش پدیدار می‌شود و از صحبت کردنش می‌توان فهمید که آن شخص ایرانی نیست. ما نیز نمی‌توانیم لهجه کسی را که در جامعه دیگری متولد شده و رشد کرده داشته باشیم. قواعد و استانداردهایی را که در نحوه تلفظ وجود دارد رعایت کرده‌ایم. حتی سر ضبط، کارشناس موسیقی داشته‌ایم.

متأسفانه آنچه که در جامعه شایع هست این است که تا کار جدیدی ایجاد می‌شود، برخی بدون اینکه هدف و نفع کار را بسنجند، به دلیل اینکه تنها جدید است و با گوش آن‌ها آشنا نیست با کار مخالفت می‌کنند. در صورتی که حتی شعر اثر را هم متوجه نمی‌شوند. ما فقط می‌خواهیم که مردم دنیا حرف ما را بفهمند و بحثی روی لهجه نداریم. ما نیاز به هزینه، تبلیغات و کار زیاد داریم. مثلا سامی‌یوسف که فقط کار دینی انجام می‌دهد در دنیا بسیار شناخته شده است. کلیپ‌های گران‌قیمتی هم برای او ساخته می‌شود. نمی‌شود کاری نکنیم و انتظار داشته باشیم موسیقی ما شنیده شود. در مورد موسیقی پاپ باید قبول کنیم که اتفاقات تکراری است.

امسال کارهای تکراری زیاد شنیده‌ایم. در یک آلبوم جدید باید چیز جدیدی شنیده شود. باید سطح موسیقی و ترانه‌مان بالاتر برود. مثلا مردم آلبوم شلیک را دوست داشته‌اند و در آن آلبوم قسمت بازاری کار بیشتر است و در مجموع نسبت به آلبوم شخصی سطح پایین‌تری دارد. استفاده از سازهای زنده در این آلبوم نسبت به آلبوم قبلی بیشتر است و هزینه‌ها متفاوت هستند. از نظر کارشناسی می‌شود گفت که سطح این آلبوم بالاتر است.

آیا شما در موسیقی به مُد معتقد هستید؟ و اگر اینگونه است چگونه می‌شود بین سبک، که دارای شاخصه‌های ثابتی است و مد که مدام در حال تغییر است تعادل ایجاد کرد؟

استفاده از مد به سلیقه بر می‌گردد. اگر از آن به مقدار کم استفاده شود ضربه ای به خواننده نمی‌زند. در یک آلبوم همه سبک‌ها به یک شکل نیست و اگر یک آهنگ 6-8 داشته باشد فضای آن به کلی تغییر می‌کند. مادامی‌که ما ملزم به استفاده از 6-8 باشیم از سنت پیروی کرده ایم. در این مورد نمی‌توانم بگویم از مد پیروی می‌کنیم. معتقد هستم که این سنت است که گریبانگیر ما می‌شود. شما ممکن است سبکی کار کنید که از فضای کلی اثر خیلی دور نیست. ما سبک‌هاوس را در این آلبوم کار کردیم.‌هاوس مدام در حال تغییر است و مادامی‌که علاقه داریم کار الکترو انجام دهیم با توجه به مدِ دنیا آن را تغییر می‌دهیم. آهنگ نرو که بعضی‌ها به اشتباه گفته بودند کاور است، سبکی هست که در کل دنیا استفاده می‌شود. باید بگویم کاور به این معناست که عین آهنگ را اجرا کنیم که ما این کار را نکرده ایم. کلمه کاور مد شده و خیلی‌ها اطلاع درستی از معنای کاور ندارند. کاور کردن بحث جداگانه‌ای دارد. ایرادی ندارد کارهای قدیمی را که نسل جدید نشنیده کاور کنیم اما کاور کردن و بازخوانی کارهای جدید کار خوبی نیست. البته من ترانه یکی از کارهای کوئین را تغییر دادم و خواندم که بازخورد خوبی هم داشت اما می‌گویم که ای کاش حالا این کار را انجام می‌دادم که از نظر صدا آمادگی بیشتری دارم. برخی هم فکر کردند کار لحظه‌ها کاور کارهای یونانی است در حالی که آن قطعه را خودم ساخته‌ام. از جهتی هم خوب است که فکر کنند آن کار کاور است. این یعنی اینکه فکر می‌کنند موسیقی یونانی از موسیقی ما بهتر است. خیلی‌ها که نمی‌توانند ملودی بسازند از ملودی‌های یونانی استفاده می‌کنند. اما من خودم ملودی آثار را ساختم. ملودی تمام اورتورها و اکثر فضای‌هارمونی زیر را من ساخته ام. سعی کردیم سازنده باشیم اما هنوز با استاندارد نهایی فاصله داریم.

فرزاد فرزین به جز موسیقی به کدام هنر و هنرمند علاقمند است؟

من بازی پرویز پرستویی و خسرو شکیبایی را دوست دارم. آقای شکیبایی مرحوم شده‌اند اما نقش‌هایشان همیشه زنده است. در زمینه هنرهای مختلف من نمی‌توانم اظهار نظر کنم چراکه حتی نیمه اشرافی هم روی آن‌ها ندارم. در زمینه ترانه گاهی ترانه می‌گویم اما همچنان ترانه‌سرا محسوب نمی‌شوم. در زمینه سینما نیز تجربه‌هایی داشته‌ام که دو کار اول را دوست ندارم اما در تجربه سوم از آنجایی که توانستم از تجربه اساتید استفاده کنم و با مربی‌ام تمرین کردم، نه تنها مشکلی با آن ندارم بلکه فکر می‌کنم جهش خوبی داشته‌ام. در این فیلم که سگ‌های پوشالی نام دارد نقشی بازی کرده‌ام که ارتباطی با موسیقی ندارد. کارگردان و عوامل فیلم نیز از بازی من رضایت داشتند.

آیا باز هم شما را در سینما می‌بینیم؟

قطعا خواهید دید. اما من برای سینما برنامه‌ریزی دارم و در زمان مناسب در آن فعالیت خواهم کرد و هر پیشنهادی را قبول نمی‌کنم. حالا هم چند پیشنهاد دارم که هیچکدام را قبول نکرده‌ام. به این خاطر که همه نقش‌ها مربوط به موسیقی است. دیگر نقش موزیسین را بازی نخواهم کرد و به کار بازیگری‌ام لطمه نمی‌زنم. اگر من را به عنوان یک بازیگر قبول می‌کنند نباید به چشم یک استار موسیقی به من نگاه کنند. سینما برای من موقعیتی فراهم می‌کند که به علاقه بازیگری‌ام که از کودکی با من همراه بوده نگاه ویژه‌ای داشته باشم. اما هیچگاه جای موسیقی را برای من نمی‌گیرد. وقتی با اساتید سینما صحبت کردم به من گفتند که به این موضوع که می‌گویند فرزاد فرزین خواننده است توجهی نداشته باشم. به من توصیه کردند که به حاشیه‌ها دقت نکنم و تمرین کنم. درست کاری که در موسیقی انجام دادم. می‌توانم بگویم که حالا به استاندارد اولیه رسیده‌ام و در اولین تور خارجی حتما کلاس‌های جز و بلوز را در آنجا می‌گذرانم. البته من تنها از جز و بلوز در فضای ایرانی استفاده خواهم کرد. عقیده دارم که در نقطه شروع قرار دارم و می‌توانم کامل‌تر شوم.






نوع مطلب : مصاحبه ها | Interviews، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 25 اسفند 1392
دوشنبه 26 اسفند 1392 09:09 ق.ظ
مرسسی عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای وبسایت هواداران فرزاد فرزین | Farzad Farzin Fan Site محفوظ است